این وبلاگ با این پست برای همیشه به کار خود پایان میدهد
این وبلاگ گرچه همانند بسیاری از وبلاگهای فارسی زبان هیچ وقت به اهداف خود نرسید و نخواهد رسید ٫اما یکبار دیگر یک پست دیگر انجام می شود٫ ولی اینبار نه برای رسیدن به اهداف خویش٬بلکه بعنوان آخرین پست و برای خداحافظی
« نیروانا» به نیروانا رسید
به «نیروانا» که برسی دیگر جایت روی زمین نیست. این واژه برای پیروان «بودا» مقدس است. اما این بار نیروانا ارتباطی به مذهب ندارد. این نام بهانه ای است برای نوشتن از نیروانایی که دیگر نیست.5 آوریل 1994 بود که خبری عجیب تمام شبکه های خبری معتبر جهان را تحت تاثیر قرار داد. از خاک به خاک، از خاکستر به خاکستر. «کورت کوبین» خودکشی کرده بود. سالگرد کورت کوبین دوشنبه شب در برنامه های مربوط به موسیقی شبکه های مختلف جهان برپا شد.10 سال از مرگ «کورت کوبین» می گذرد و روز به روز بر محبوبیت گروهی که او نامش را « نیروانا» گذاشته بود، افزوده می شود. این حقیقت حداقل در ایران غیرقابل انکار است. گروه نیروانا را با صدای خش دار کورت کوبین و سبک موسیقی راک _ یک راک متوسط _ در روزهایی به خاطر می آوریم که اغلب جوانان ایرانی اطلاعی از وجود آن در دنیای موسیقی نداشتند. بعدها به واسطه ورود ماهواره، خیلی ها حداقل با نام و چهره اعضای گروه آشنا شدند.
در برنامه MTV هر روز چند کلیپ از آلبوم های مختلف «نیروانا» پخش می شد. با این حال باز هم کمتر کسی در ایران شیفته موسیقی راکی شد که کورت و دوستانش می نواختند. اما «خودکشی» بدون تردید بهترین اثر کورت کوبین بود. عشق به ستایش مرده ها در ذات ماست. «نیروانا» با مرگ کورت کوبین به «نیروانا» رسید!در واقع محبوبیت گروهی به نام نیروانا در ایران پس از خودکشی موسس و خواننده گروه آغاز شد. البته گروه پس از مرگ کورت منحل شد اما ما که عاشق بررسی و جست وجو در آثار مرده ها و ستایش آنها هستیم - اتفاقی که پس از مرگ فریدون فروغی، فرهاد مهراد و البته ایرج بسطامی هم رخ داد _ هرگز نیروانا را فراموش نکردیم. گروه نیروانا که تا پیش از مرگ کورت تنها مورد توجه گروه کوچکی از جوانان عصیانگر بود تبدیل به گروهی ایده آل برای اغلب جوانان ایرانی شد. پس از خودکشی کورت آخرین کنسرت گروه نیروانا مدام در برنامه های موسیقی تلویزیون های خارجی روی آنتن می رفت.
حالا دیگر کسی با دیدن چهره کورت که در آن کنسرت مظهر یأس بود شبکه ای دیگر را ترجیح نمی داد. کورت کوبین با آن استیل دست چپ و گیتار آکوستیک اش در ذهن جوانان ایرانی ماندگار شد. حالا اینجا در ایران کمتر کسی پیدا می شود که حداقل با نام گروه نیروانا و جریان خودکشی کورت کوبین آشنا نباشد.به هر حال کورت کوبین عصر یک روز معمولی، مثل تمام روزهای دیگر از خلوتی خانه اش استفاده کرد و گلوله ای در جمجمه اش خالی کرد. در دست او قطعه کاغذی دیده می شد که در آن خطاب به همسر و فرزندش نوشته بود: «دوستتان دارم.» پس از مرگ کورت کوبین بحث و جدل های فراوانی به وجود آمد. بعضی ها می گفتند او را کشته اند، بعضی ها پرونده های پزشکی و ابتلای او به بیماری روانی را دلیلی قانع کننده برای خودکشی اش می دانستند و دیگران هم میزان هروئین کشف شده در خونش را برای تایید خبر خودکشی کافی می دانستند. خلاصه اینکه کورت خودکشی کرد و آخرش هم کسی نفهمید که واقعاً به نیروانا رسیده بود یا نه. گرچه حالا دلیل این ترک دنیا دیگر اهمیت چندانی هم ندارد.
شاید همین بهانه کافی برای مردن خیلی ها باشد!
بدرود
نظرات ()ســلام.. ســـــال نـــــو مـــــبـارک
ميدونم خيلی خيلی دير اومدم برای آپديت کردن..آخرين باری که آپديت کردم ۱۵آبان ۸۳ بود يعنی ۵ ماه
پيش.....حالا هم اومدم بعد از حدود ۵ ماه آپديت کنم.. اصلا نمی خواستم امروز هم بيام برای آپـديت خيلی وقت بود
که توفکرخداحافظی بودم اما فعلا منصرف شدم..اصلا ديگه شور و حـال ســابــق رو نــدارم که هيچ اصلا ديگه
خسته شدم از اينجا ..
شايد بزن رو راک هم مـثــل خيلی از وبـلاگ های ديگه يه روز خداحافظی کنه...
و اما امروزميخوام به آوريل لاوين بپردازم . که خيلی از دوستانم می گفتن چرا ازAvril Lavigne نمی نويسی.
اينم آوريل لاوين :
اول اينو بگم که آلبومهای آوريل لاوين عبارتند از :
1-LET GO
2-Under My Skin
بادادن اين آلبوم جديد مقام اول Pop Charts رو به خود اختصاص داد اونم بدون هيچ عمل غيراخلاقی.نه لباسهای مبتــذل و سکسی میپوشـه و نه رقص وسوسه آميز انجام ميـده و نه به حوادث بصورت خلاصـه اشاره میكنه و هيچ Lyrics تحريك كننده ای هم نخونده.Avril ازهمه خواننــدهها و همه رديفهــای خود هم خودش رو جســورتر نشون ميده وهم منظورش رو بصورت روشنتر و واضحتر بيان ميكنه.رفتاروگفتاراون باعث شده ميليــونها بچـــه دوبـــاره به پدرومادرشون اطمينان بدن.
ولی Avril Lavigne ممكنه كه تاثيرگذارترين و نفوذ ناپذيرترين و مرموزترين ســتارهی Teen-Pop در تمام دوران
بشه.از دو سال گذشته تا حالا خصوصيات Avril بودن در اون متـــمركز شده همون خصوصـــياتی كه در آلبــوم
Under My Skin بازگو میكنه.اون به هيچ چيز خيانت نكرده و حتی الان هم پس از گذشـت چند ســال با روش خود كه باعث موفقــيـت فــوقالعادهی اولـــين آلبوم خود بنـام Let Go شد هنــوز هـم هرجــوری كه هست كارنامه عمل خودش رو بدون لكه ننگی تميز نگه داشته.
ساده بودن همون چيزی هست كه باعث شده بهترين آهنگهاش مــقاوم و ســخت و پايدار باشـن حالا خواه اينكه شايستهی Punk يا Faux يا Maudlin Ballad باشه Avril اين آهنگها رو قطعـــاوكاملا به طور صــريح و
و بیپرده میخــــونه .شما مـــیتونين هر چقدر كه بخوايــــن آهنگهاشو گوش بدين.موزيـــك Avril واقعـاديوانه كنندس و خيلی سخته كه بگيم در كدوم دسته موسيــــقی قرارش بديم - آهنـــگ موفقيــت آميز ودرخشـان I'm With You تقريبا يه صدا و حال و هوای ييلاقی غير قايل احساس داشــت و يك ملودی مبــــهـم و سربسته و يك همخوانی كه نمیتونه بيـجا و بیمحـــل به عنوان يه مدعـــی آمريكايی مطـــرح بشه اگرچـــه هيچكدوم ازاين مدعيان و مسابقهدهندگان نمیتونستن به اين سادگـــی است آهنـــــــگ رو بخونن.
درآلـبـــوم جديـــدش يعنی Under My Skin با يك ماتريس تيمی رو كه روی بيشتر آهنگهای آلبوم Let Go كار كرده بودن رو جدا كرد Avril دراين آلبوم جديد با يه گروه Songwriter غير قابل تحمل و گيتاريستش
Evan Taubenfeld و Songwriter كانادايـــــی Chantal Kreviazuk شــــروع بكار كرد و در تهيه اين آلبـــوم با بهم پيوستن اين عوامل آلبومی قابل قبول و فرمول دار تری بوجود آورد.
درآلبـــوم Under My Skin هيچ فكر وهدف تازهای وارد نميكنه بلكه چهره آهنــگهای آلبوم قبلی يعنـــی Let Go رو درخــشانترميكنه اغلب اوقات صداش رو در يك آهنگ به چند جور و نوع تغير ميده تا مطمئن بشه كه شما از خوانندگی
اون خســـــته نشدين و زيبايی Chorus ها رو درك میكنين.
آهنگ اصلی ومهم اين آلبوم همون آهنگی كه زودتر ازخود آلبوم Under My Skin منتشر شد كه Don't Tell Me نام داره ميشه گفت كه آهنگی هســت كه بيشترين شخصيت Avril رو درخودش داره و نشون ميده كه اودنبال چه چيزی هست و منظورش چيــــه .
اون دراين Clip با يه بوسه شرم آور دوستپسرشهوتی خودش رو میخواد ترك بكنه و همين كه شــروع میكنه بعنوان يه گيتاريست گيتار ميزنه از پسره میپرســـه كه:
آيا به تونگفتم كه من اون دخترنيستم ﴿اون دختری كه تو انتظار داری باشم﴾-كسی كـه مرتبا وبطور پيوسته اونو به تو ميده؟ فكر میكردی كه میخواستم اونو به تو تسليم كنم؟
شايد منظورش يه بوسه بوده.نحوه بيان اين مسئله و ديدگاه ممكنه رنج آور باشه ولـی درعوض اون باصدای خوبش ازپس اين كار بر مياد صدايی كه تظاهر به صداقت و درستكاری ميكنه.
در اين آلبوم هيچ آهنگی شبيه به آهنگ " Nobody's Fool " نيست آهنگی كه سبكه Hip-Hop در خـــــودش
داره و بطور آزمايشی خوانده شده و درآلبوم Let Go قرار دارد.تنها چيـــزی كه درايــــن آلبوم Avril Lavigne
تغيير نكرده وسواسی بودن و دقت زياد او در آمــــــاده كردن اين آلبوم بود.اون به تنهايی تمام هجاها رو تلفظ
میكنه يعنی اينكه Background Vocal هم نداره و آهنگهــــــاشو به تنهايـــــی میخونه.از خواندن تند تند
و محكم ادا كردن هجاها مثله بعضی خوانندهها كه میخوان ما رو متقـــاعد كنن كه ترانهشون معنا خاصـــی
داره ، خودداری میكنه.كلمات و ريتـمها همون چيـــــــزهايی هستن كه Avril ميخواد به مخاطب برســـونه
و همين ها كافی هستن.
بعضی از ترانههاش مبهم هستن و نمايان شدن صورت خشك Avril هم در فهماندن معنی ترانه كمكـــــــی
نميتونه بكنه.در آهنگ How Does It Feel از ايـــن آلبوم اون بارها و بارها میپرسه كه :
متفاوت بودن با من چه احساسی داره؟ شمادراين آهنگ پی ميبريـن كه Avril چندان علاقهمند به شنيدن
جواب اين سوال نيست و هنوزهم كسی پيدا نشده كه اين احســـاس سادگی ملالآور و خستهكننده
دوران Teenage مانند احســــــاس اون رو براش پيـــش اومده باشه.
بهترين آهنگ آلبوم Under My Skin كه كمی هم خشن هست آهنگ He Wasn't نام داره .درLyrics اين
آهنگ جملات نامفهومی از قبيل :
اون هيچ وقت نمیخواست در رو باز كنه/هيچ وقت باعث نشد اونی كه هستم رو احساس كنم.
وجود دارد.اين جملات پر از احساس خفت و خواری و دلسوزی به حال خود هستند ولی Avril طــــــــوری اين
جملات رو میحونه كه انگار زياد ناراحت نيست .
آنسوی ملـــودیهای تفريحـــی و زيبـــا درآخرين كار Avril بنــام Don't Tell Me مردمی هـم كنار اين خواننده زندگی میكنن انگار كه وجود خارجی ندارن.
اين موضوعاتی كه Avril دراين آلبوم مورد بررسی قرار میدهد خيلی بالغ ترازدوران Teenage اون و"آلبــــوم 2002 بنام Let Go ميباشد.
اون ميگه : "من همون شخص هستم و همونی هستم كه روی آهنگهای هر دو آلبــــوم كار كردم ، ولــــی
سليقهی من تغيير كرده.وقتی روی اولين Record كار میكردم مانند يه دختره ۱۶ ساله بودم."
در حالی كه بعضی از آهنگها در دومين آلبوم Avril تاريكتر و مبهمترند ، نشون ميده كه آهنگهـــاش كمـــــی
سنگينتر شدن.
Avril توضيح ميده كه : "وقتی شما جوانترين ، زودتر رشد میكنين و هميشه در حال عوض كردن و تغيـير دادن
ذهن خود هستين.شما يك روزی در اين راه قرار میگيرين و روز ديگر در راه ديگری.شما تلاش میكنين كــــــه
تفاوت اونی كه هستين با اونی كه میخواين باشين رو بفهمين و اين دو رو تمايز بدين.Under My Skin چيـــزی
هست كه من در موردش فكر میكنم ، چيزی كه ممكنه منو اذيت كنه و چيزيه كه در كنار منه"
مهمتر از همه اينه كه Avril رشد كرده و به عنوان يه Songwriter هم فـــعاليت مــــیكــنه و حتی به درجـه يه
businesswoman رسيده و ميدونه كه آروم و آهسته پيش رفتن خوبه ولی تغيير جهت كار درستی نيست.
اون ميگه : "من در راه موســــيقی تيره تری هستم و ميدونســتم كه بايد روی آهنگهای Rock كار كنم ولی
همون موقع به عنوان يه ستارهی Pop مطرح شدم.من نمیخوام جهتگيـــری مخالف در برابر موســــيقی Pop
داشته باشم.من از Pop متنفر نيستم بلكه ميخوام در كنار اين دو سبك فعاليت كنم."

خوب دوستان اين پست تموم شد. من اطلاعات زيادی راجع به اين گروه نداشتم..اما بعلت درخواست های مکرر يکی از
دوستان خوبم اين مطلب رو اينجا نوشتم...خيلی وقت پيش ميخواستم اينکارو بکنم واطلاعات زيادی هم نداشتم ازاين
گروه واسه همين هم رفتم يه جايی اين مطالب رو جمع کردم...الان هم چون اين مطالب رو از خيلی وقت پيش داشتم
اصلا يادم نيست از کجا برداشتم که بخوام لينک يا لينک هاش رو بذارم. به بزرگيه خودشون منو می بخشن.
نظرات ()س : نظرت راجع به Ozzy Osbourne يا Robert Plant چيه ؟ معمولا" وقتي با يك خواننده راك مصاحبه مي شود حتما" عنوان مي كند كه تحت تاثير يكي از اين دو بوده
ج : خب آنها هم خوب هستند ولي متفاوتند ولي براي من آن شخص قطعا" Ian Gillan است
س : حالا سئوالي كه صدها دفعه شنيده اي ... 11 سپتامبر ! آن موقع كجا بودي و آن حادثه چه تاثيري بروي تو داشت ؟
ج : وقتي اين اتفاق افتاد من در شهر نيويورك نبودم از شمال در جاده اي به سمت نيويورك مشغول رانندگي بودم كه راديو اعلام كرد كه هواپيمائي به مركز تجارت جهاني برخورد كرده با خودم فكر كردم حتما" يك هواپيماي كوچك بوده و موضوع صرفا" يك حادثه است و سپس ده دقيقه بعد دومين برخورد ... فهميدم كه اوضاع قاطي پاطي است بلافاصله دور زدم و به خانه ام برگشتم وبا خانواده ام سعي كرديم بفهميم اوضاع از چه قرار است هيچكس دقيقا" نمي دانست چه اتفاقي دارد مي افتد چونكه شايعه هاي زيادي پخش شده بود بعضي ها مي گفتند فيلادلفيا هم مورد حمله قرار گرفته همينطور واشنگتن ، سياتل ، لوس انجلس و ميامي و ...
دوران سختي بود ولي باعث نشد Manowar متوقف بشود. در همان زمان ما مشغول برنامه ريزي براي آلبوم جديدمان بوديم اغلب آهنگها نوشته و تكميل شده بود و مي شود گفت كه تروريستها در مورد ما شكست خوردند !
س : آيا تا به حال به اين فكر كردي كه يك آلبوم انفرادي منتشر كني ؟
ج : اگر راستش را بخواهي اين احتمال وجود دارد چونكه در حال حاضر شركتي را به اسمMagic Circle را تاسيس كرده ايم و امكاناتمان را براي ضبط و انتشار آلبوم در اختيار هنرمنداني كه مي خواهند كار نوئي ارائه كنند قرار مي دهيم.
Rhino ( درامر قبلي Manowar ) يك آلبوم از طريق Magic Circle بزودي منتشر مي كند.
David Schencke ( گيتارست قبلي Manowar ) هم طي سال 2003 از طريق Magic Circle آلبومش را منتشر مي كند. حداقل هفت قراداد اخيرا" امضا شده كه از نظر قانوني نمي توانم اساميشان را بگويم ولي بزودي راجع به آنها خبرهائي خواهيد شنيد.
درباره يك آلبوم انفرادي هم ... كي ميداند ؟ فرصت و امكاناتش را هم دارم تا ببينم چي پيش مي آيد !
س : گروه شما بارها در فنلاند كنسرت داشته آيا هيچ خاطره بخصوصي از آنجا داريد ؟
ج : بله خيلي زياد ...
س : براي مثال آيا يادت مي آيد در سال 1984 شما در جائي به اسم Himanka كنسرت داشتيد درست در وسط ...
ج: آره !! كاملا" يادمه ! من عاشق آنجا هستم براي اينكه جايي را كه براي شكار مي روم به يادم مي آورد هميشه سبز ولي پوشيده از يخ و برف. شبيه به جايي كه من در آن زندگي مي كنم آخر مي داني خانه من در جنگل قرار دارد.
س : آنجا يكي از عجيبترين جاهايي بوده كه Manowar تا به حال كنسرت برگزار كرده
ج : بله در واقع اصل ماجرا اينطوري بود كه يك برگزار كننده كنسرت آنجا را به من معرفي كرد به او گفتم مطمئن هستم كه حتي يك نفر هم براي تماشا نمي آيد ! فكرش را بكن درست در وسط جنگلهاي مناطق سردسير جايي كه همه چيز يخ زده بود ولي مردم آمدند يعني جوري از وسط يخ و برف هجوم آوردند كه ديگر جاي سوزن انداختن نبود و من از اين همه استقبال شوكه شده بودم
س : من شنيده ام كهJoey DeMaio ( بيسيست Manowar ) يكي از طرفداران پر و پا قرص گروه Nightwish است ، تو چطور ؟
ج : Nightwish ! Joey خيلي آنها را دوست دارد
س : تو چي ؟؟
ج : خب ما خيلي گروه ها را مي شناسيم و با خيلي از آنها دوست هستيم من مثل Joey با اعضا گروه Nightwish آشنايي ندارم. وقتي در آلمان بوديم Joey به كنسرت آنها رفت. من بعضي از كارهايشان را دوست دارم آنها آدمهاي خيلي بااستعدادي هستند و كارشان را خوب بلدند آنها از ته قلبشان آهنگ مي زنند نه از ته جيبشان ! و من نكته منفي در آنها نمي بينم
س : مي خواهم نظرت را راجع به يك گروه ديگر بپرسم ، Hanoi Rocks ! اگر درست يادم مانده باشد در دهه هشتاد شما جنگ لفظي زيادي در مجلات با يكديگر داشتيد ...
ج : Hanoi Rocks ؟ ... خب آنها در حد آهنگ زدن در پارتي ها بودند و بعد بخت به آنها رو كرده بود و درضمن بلد بودند كه چه جوري با مطبوعات كنار بيايند. من زياد پيگير كارهاي آنها نبودم.
س : آيا شنيده اي كه دوباره گروه را تشكيل داده اند ؟
ج : بله يك چيزهايي شنيده ام
س : و درحال انتشار آلبوم جديدشان هستند ؟
ج : بله آن را هم مي دانم. يكي كه به ديدن آنها رفته بود برايم گفت. برايشان آرزوي موفقيت مي كنم !
س : خب برگرديم به موضوعي مربوط به Manowar يعني جنگجوئي كه در جلد تمام آلبومهايتان بعد از آلبوم Kings of Metal استفاده كرديد.
ببين Iron Maiden از Eddie و Megadeth از Vic Rattlehead استفاده مي كند خب اين كسي كه شما استفاده مي كنيد كيه ؟ آيا اسمي دارد ؟
ج : نه براي اينكه آن جنگجو تو هستي ، اين هست آن هست هر كسي مي تواند باشد
و به همين دليل عمدا" براي او صورت نگذاشته ايم. موسيقي ما راجع به قهرمانان است و او تصوير قهرماني است كه هر كسي مي تواند جاي او باشد بنابراين هيچ اسمي ندارد او مردي جهاني و البته خيالي است. صورت خود را جاي صورت او بگذاريد آن وقت شما قهرمانيد !

س : متوجه شدم ... و آخرين سئوال اين است كه طرح جلد آلبوم Fighting the World توسط Ken Kelly كشيده شده كه قبلا" طرح جلد آلبومهاي قديمي گروه Kiss مثل Love Gun و Destroyer را كشيده بنابراين آيا كسي از اعضاي گروه شما به گروه Kiss علاقه داشته و يا اينكه فقط كار Ken Kelly نظرتان را جلب كرده بود ؟
ج : ما به كارهاي Kelly علاقه مند بوديم. بعضي از اعضاي تيم و نه گروه ما طرفدار Kiss هستند. خود من شخصا" هيچوقت طرفدار آنها نبوده ام و از آنها خوشم نمي آيد ولي اين فقط يك نظر شخصي است و البته مي دانم كه خيلي ها واقعا" آنها را دوست دارند.
س : خب راستش خود من از سال 1979 يكي از طرفداران پر و پا قرص آنها هستم !
ج : خب پس مثل اينكه بيخود با تو مصاحبه كردم ! (خنده) ... ولي حداقل راستش را گفتم و حرف دلم را زدم و چرت و پرت نگفتم
س: از اينكه وقتت را در اختيار ما گذاشتي خيلي ممنونم و برايت آرزوي موفقيت دارم
ج : من هم از تو بخاطر مصاحبه قشنگت ممنونم !!
نظرات ()MANOWAR
شايد به جرات بتوان گفت Manowarبا داشتن سبكی حماسی و منحصر به فرد
يكی از شاخصترين گروههای Metalاست.
عمر اين گروه كه با شعار " مرگ بر متال دروغين " (Death to false Metal)
پا به عرصه موسيقی گذاشته است به بيش از دو دهه می رسد. آنها تا بحال
9 آلبوم استوديويی منتشر كرده اند كه هر يك از ديگری قويتر است.
استعداد و قابليت آنها در آهنگسازی , نوازندگی و خوانندگی تحسين برانگيز است.
آنها موسيقی Metalرا به دو نوع ( True Metal ) واقعیو ( False Metal ) دروغين
تقسيم كرده اند.
و طرفداران خود را برادران متال واقعی ( (Brothers of True Metalمی نامند !
اعضای گروه عبارتند از :
خواننده : Eric Adams
بـاس : joey Demaio
درام : Scott Colombus
گيتار : Karl Logan

مصاحبه ای كه در زير می خوانيد با اريك آدامز خواننده گروه در زمان برگذاری تور
دراواخر سال ۲۰۰۲ انجام شده است Warriors of the world
اين قسمت اول اين مصاحبه می باشد . قسمت دوم آن در شماره بعد
چاپ می شود .
س : تور Warriors of the world تا الان چطور بوده ؟ اگر درست فهميده
باشم اين بزرگترين تور شما تا اين زمان است.
ج : بله اين بزرگترين پروژه اي است كه تا به حال داشته ايم. درست است
كه فقط 4 نفر روي صحنه هستيم ولي در پشت صحنه 45 نفر مشغول كار
هستند. بروي صحنه از موتورسيكلت و چيزهاي ديگر كه با خودمان آورديم
استفاده مي كنيم. كار بسيار هيجان انگيز است و هرجائي كه رفته ايم با
استقبال خوبي مواجه شده ايم البته در گوتنبرگ به دليل مشكلاتي كه پيش
آمد مجبور شديم صحنه را پيش از اجرا كاملا" تغيير بدهيم و اين روي كار ما اثر
منفي گذاشت و مردم هم در كل زياد راضي نبودند.
به هرحال بعضي وقتها هم اينجوري مي شود.
س : به نظر مي رسد با استفاده از موتور سيكلت و از اين جور چيزها شما
يك كنسرت هوي متال سنتي دهه هشتادي برگزارمي كنيد !
ج : بله كاملا" !
س : در طي اين چند سال هيچ موقع از اين جور كنسرت ها نداشته ايم ...
ج : بله همينطور است ولي مي تواني يكي از آنها را همين امشب ببيني برادر !!
س : من سالها پيش چنين كنسرت هايي را از Judas Priest ديده ام ...
ج : از آنها خوشت آمده ؟ پس مطمئنم كه از اين يكي هم خوشت مي آيد
چون واقعا" كنسرت خوبي است.
س : من هم همينطور فكر مي كنم. خب برگرديم به مصاحبه ، شما آلبوم
Louder than hell را در سال 1996 منتشر كرديد و آلبوم استوديويي بعدي
را 6 سال بعد ، علت اصلي اين تاخير چيست ؟
ج : خب اغلب اين سئوال را از من مي پرسند. چيزي كه مي توانم بگويم
اين است كه اين 6 سال پرمشغله ترين سالهاي Manowar بوده است.
تصور كنيد در اين 6 سال ما دو بار دور دنيا كنسرت برگزار كرديم يعني درست
بلافاصله بعد از اينكه آلبوم منتشر شد ما تورها را برگزار كرديم بعد از مدتی
يك آلبوم زنده دوتائي ( Double Live Album ) ضبط و سپس منتشر كرديم بعد
دوباره دور دنيا كنسرت برگزار كرديم چونكه خيلي طرفدارها از دست ما شاكي
شده بودند كه چرا آهنگهاي قديميمان را در آن آلبومها نگذاشته ايم پس دوبار
كنسرت برگزار كرديم و هر شب حدود سه ساعت اجرا داشتيم و همه آن آهنگهاي
قديمي را دوبار اجرا كرديم و يك آلبوم زنده دوتائي ديگر ضبط كرديم .
پس تا الان شد 4 تا آلبوم ! تصور كن 4 تا آلبوم داشتيم كه بايد اونها را ميكس
و برايشان طراحي هنري مي كرديم.
بعد آنها را بروي DVD آورديم به اسم :
Warriors of the world ... نه اسمش بود Hell on Earth . part I و بعد
هم Hell on Earth .Part II و همچنين قسمت سوم اين DVDها هم كارهايش
انجام شده و بزودي به بازار مي آيد .
البته يك كار ديگر هم داريم به اسم Blood in Brazil كه بهمراه
Hell on Earth . Part II بصورت DVD دوتائي منتشر مي شود كه شامل
يك كنسرت از اول تا آخر است.

س : يعني يك كنسرت كامل ؟
ج : بله كنسرت كامل برزيل كه توسط 12 دوربين از 12 زاويه مختلف فيلمبرداری
شده به همراه قسمتهائي از پشت صحنه و كلي چيزهاي ديگر كه فكر
مي كنم طرفداران Manowar خوششان بيايد.بعد از همه اين كارها به استوديو
رفتيم و شروع كرديم به نوشتن آهنگها ، برنامه ريزي براي طراحي جلد و ...
تا بالاخره آلبوم را منتشر كرديم .
پس مي بينيم كه براي 6 سال اينهمه كار انجام داده ايم كه در حدود 11 پروژه
مي شود كه به مرور همگي آنها به بازار مي آيد و البته اين ماجرا همچنان ادامه
دارد آلبوم بعدي ، تورهاي بعدي ، DVD بعدي و همينطور الي آخر .
در حال حاضر هم ما زره خودمان را بر تن كرده و كاملا" آماده حمله ايم !
تورجديد ما تازه شروع شده و چيزي درحدود سه سال طول مي كشد برادر!!
س : در چند سال اخير محبوبيت شما بسيار زياد شده براي مثال شما اين
روزها در صدر جدول بهترين ها هستيد.
ج : بله دقيقا" همينطوره .
س : آلبوم Warriors of the world در رده دوم قرار گرفته؟
ج : بله در رده دوم است البته بايد در رده يك قرار مي گرفت ولي Eminem
بدليل اينكه آهنگهايش بطور غير قانونی تكثير شده بود تصميم گرفت
آلبومش را يك هفته زودتر ازما منتشر كند و با اين كار بما تو دهنی زد ! (خنده)
س : آيا اين بهترين رده اي است كه تا به حال داشته ايد ؟
ج : بله آلبوم Warriors of the world پرفروشترين آلبوم ما در كل دنيا است
در آلمان تقريبا" تمام نسخه هاي موجود فروش رفته است و اين نشان مي دهد
كه مردم خيلي استقبال كرده اند.
س : و همه نشريات كلي از اين آلبوم تعريف و تمجيد كرده اند ...
ج : بله همينطور است و اين خيلي خوبه .
س : شما همچنين يك سري اجراهاي تلويزيوني در آلمان داشتيد.
ج : بله چند تائي بود Top of the Pop و فستيوال .... اسمش چي بود ؟
س : شايد يك چيزي شبيه فستيوال Popcorn؟
ج : فكر مي كنم يك همچين چيزي بود به هر حال در آن فستيوال ما
جلوي 27 هزار نفر اجرا داشتيم همچنين فستيوال On the Ring و چند تائي
ديگر كه درست يادم نمي آيد ولي كلا" خيلي خوب بود.
س : خب حالا يك سئوال كمي خصوصي : زمانيكه كنسرت نداريد يااينكه با
Manowar در استوديو نيستيد چه كار مي كني ؟
ج : به جنگل مي روم و با تير و كمان گوزن شكار مي كنم برادر ! من يـك
مربي شكار با تير و كمان هستم و اگر تو بخواهي مجوز شكار گوزن در نيويورك
را بگيري بايد پيش من دوره بگذراني .!!!
س: واقعا" ! اين يكي را ديگر نمي دانستم !
ج : البته مربيان ديگري هم در نيويورك هستند ولي در هر حال بدون گذراندن
دوره اجازه شكار با تير و كمان را نداري. من همچنين به بچه ها ياد ميدهم
چه جوري در جنگل مواظب خودشان باشند و چه جوري شكار كنند.
س : از اين نظر يك جورهائي شبيه Ted Nugent هستي ..
ج : بله فكر ميكنم Ted در ميشيگان مربيگري مي كند
س : وقتي كه در آغاز راه بودي چه كسي يا چه گروهي بيشترين تاثير را
بروي تو داشته است ؟
ج : وقتي كه نوجوان بودم آهنگهاي Ian Gillan و Deep Purple را خيلي گوش
مي كردم يعني واقعا" خيلي زياد ! هر جا كه كنسرت داشتند مي رفتم و
مي ديدم ، وقتي به جيغ زدن هاي Ian Gillan گوش مي كردم ... واي !
خيلي با حال بود و بعد ها به اين نتيجه رسيدم كه من هم بايد يك مدل
جيغ زدن ياد بگيرم كه يك جورهائي مثل امضا من باشد.
س : در حال حاضر چي ؟ آيا كسي يا گروهي هست كه به آهنگهايشان
گوش كني يا اينكه هنوز هم آلبوم هاي Fireball و In Rock گروه Deep Purple
را گوش مي كني ؟!
ج : اين روزها كارهاي مختلفي را گوش مي كنم مثل موسيقي كلاسيك
و تك خواني ها.البته مردم يك حدس هائي پيش خودشان مي زنند كه فلاني
اين گروه را دوست دارد يا آن يكي را ولي اگر بخواهم صادق باشم بايد
بگويم كه به آهنگهاي گروه Disturbed گوش مي كنم ...
مي دوني من عاشق ريتم و ضربه و اصولا" درام هستم.
اگر از ( Scott Colombus درامر گروه Manowar) سئوال كني او حتما" به
تو خواهد گفت كه من درامر ذخيره گروه هستم !
س : پس تو ريتمهاي مختلفي را دوست داري ؟
ج : بله گروه هاي زيادي هستند كه من به موسيقي آنها علاقمند هستم ولي
كار هيچكدام از آنها را صبح تا شب گوش نمي كنم !
البته Deep Purple و Ian Gillan در رسيدن به جائي كه در حال حاضر هستم
تاثير به سزايي داشتند.
منتظر قسمت دوم مصاحبه با اريك آدامز باشيد .
نظرات ()خـبـر خـبـر خـبـر
سلام . روزAugust 17 يه خبر در بسياری از سايتها نوشته شد که باعث خوشحالی
همه طرفداران limp bizkit شد .( وباعث آپ ديت شدن بزن رو راک)
(Wes Borland Gets Back Together With Fred Durst)اين تيتريكی از اين سايتها
بود . اولش باورم نمی شد ولی وقتی رفتم تو سايت رسمی limp bizkitديدم سايت بكلی تغيير كرده و عكس
wes borland رو در كنار گروه ديدم...درسته وس بـعـد از۳ سـال بـه گـروه بـرگـشـت.
وس برگشت و گروه كارشو شروع كرد برای آلبوم بعدي...
بازديد كنندگان سايت limp bizkitبه عكسهايی برخورد می كنند كه نشاندهنده وس در يك استديو
درحال كار كردن در كنار گروه می باشد.
يكی از سايتهای خبری نوشت : بازگشت wes borland جايگاه گروه را تغيير ميدهد و خروج
mike smith باعث پشيمانی fred durst نخواهد شد .
فرد دارست در سايت THEARMPIT.NET به طرفداران خود ميگويد:
ما ازبازگشت wes بسيار خشنود هستيم . ما گونه ای از مردم هستيم كه هميشه در برخورد با نزديكان
خود و همينطور در مقابله با غريزه حيوانی خود و در هر دقيقه بر پايه حقيقت استوار هستيم و زندگی
می كنيم .ما از نواختن در كنارMike Smith لذت برديم اما هميشه در ذهن ما او هيچ وقت از نظر
روحی چيزی نبود كه ما به اون نياز داشتيم . فرد دارست در صحبتهايش اضافه می كند :
ما با قدرت و علاقه خود به سرعت به پيش رفتيم و هر انسانی يا شخصيتی نتواند اين را درك كند در
تنهايی خواهد ماند .

wes borland پس از بازگشت می گويد :
در گذشته ماندن من در گروه بيشتربه خاطرمسايل مادی بود و هدف من گم شده بود .
اما حالا حس می كنم كه به جايی متعلق هستم كه جدايی از اون برای من غير ممكن است و حالا
بسيار خوشحالم كه در كنار دوستان قديمی خود هستم .
نظرات ()نام گروه: Cold play
نام آلبوم : جويباري از خون به سوي سر: A rush of blood to the head
چترهاي نجات (Parachutes) و تك آهنگ زرد (Yellow) از جمله كارهای
قوي سال 2000 بودند.
اولين آهنگ اين آلبوم به نام Politik (پوليتيك) كه با آواي زيباي گيتار شروع
ميشود، نشان دهنده گرايش اين گروه به موسيقي خالص راك ميباشد
كه تا به حال از اين گروه ديده نشده بود.
ولي اكثر آهنگهاي اين آلبوم علاقمندان اين گروه را كه به موسيقي موزون
و آهنگين آنها عادت كرده بودند، نااميد نمي كند و همين موضوع است
كه اين گروه را به اوج قدرت مي رساند.

آهنگهاي روشنايي روز (Daylight)، چشمان سبز (Greeneyes) و
آمستردام (Amsterdam) حتي براي كساني كه ازكارهاي ابتدايي
آنها ناراضي به نظر مي رسيدند خوشايند بوده است.
صداي تك خوان گروه كريس مارتين روز به روز پخته تر مي شود و بطور
كلي اينكارنشان داد كه گروه Cold play هنوز تواناييهاي بالقوه زيادي براي
به نمايش گذاشتن دارد.
نظرات ()نام گروه:Queens of the stone age ، «ملکه های عصر حجر»
اعضاي اين گروه كه همگي اهالي كاليفرنا هستند، بسيار فعال
و پـرجنب و جـوش هستنـد.يکی از آلبـوم هـای آنـهـا به نـــام
«آهنگهايي براي ناشنوايان»، Songs for the deaf ، سومين آلبوم
كامل اين گـروه است كـه در آن اعضـاي اصلـي گروه يـعنـی
نيك اليوري Nick oliveri” “ و جاش هوم “Josh homme” سعي
كرده اند آهنگ هاي آلبوم را به شيوه هاي متفاوتي اجرا كنند،
از سبك نيروانا “Nirvana” گرفته مارك لنگان (Mark Lanegan) .
«كوئين ها» طي كار با دوست قديمي خود كريس گاس
“Chris Goss” كه هنوز هم تهيه كننده بعضي از كارهاي اين
گروه است، چيزهاي زيادي آموخته اند.
اكثر كارهاي اين تهيه كننده تقليدي از سبك گروه قبلي او،
“Masters of reality” است .
به هر حال آلبوم «آهنگهايي براي ناشنوايان» يكي از بهترين
و قويترين آلبومهاي راك است كه تاكنون ساخته شده است.
نظرات ()|
Beatles |
|
سلـام.آخيش بالاخره تموم شد اين آپ نكردن من..ديگه خودمم خسته شده بودم.. قول داده بودم بعداز امتحانای لعنتی كه هيچ كدومشو هم نخوندم آپ ديت بشم.درس نخوندن چه كيفی داره ... تو اين شماره همين طور كه از اون بالا پيداس از Beatles ميخوام بنويسم. فكر تشكيل اين گروه مربوط به زماني است كه در سال 1957 پل مك كارتي (Paul Mc Carthey) (جميز پل مك كارتي (James Paul Mc Cartney متولد 18 ژوئن 1942، ليورپول ، انگلستان) بعنوان گيتاريست در گروه مردان شكار (quor my man) يك گروه اسكيل، به رهبري جان لنون (John Lennon) (رنتيون لنون متولد 9 اكتبر 1940) ( ليورپول انگلستان مرگ 8 دسامبر 1980 نيويورك ، آمريكا) در كليسائي در ولتون ليورپول ثبت نام كرد در طول يك سال دو نوازنده ديگر هم به گروه اضافه شدند يكي جرج هريسون 15 ساله (متولد 25 فوريه 1943 ليـورپول، انگلستان مرگ 29 نوامبر 2001 لوس آنجلس كاليـفـرنيـا) و ديگري يكي از دوستان او در مدرسه هنر استوارت تكليف Stewart Sutcliffe (متولد 23 ژوئن 1940 ادينبرگ، اسكاتلند مرگ 10 آوريل 1962 ،هامبورگ آلمان) بودند. ابتدا آن را جـانـي و سـگـهـاي بـد اخــلـاق moad degs و Johney نـامـيـدنـد بـعـد بـه سـوسـكهـاي نـقــره اي Silver Beatles و پس از آن به پيشنهاد لنون Lennon ســوسـكـهـا beatles تغيير نام داد. شخصي به نام پيت بست Pete Best را به طور تمام وقت استخدام كردند و در كلوپ ايندرا (Indras از هامبورگ Hamburg مشغول به كار شدند ظاهر شان را تغيير دادند بعد از مدتي همه موهايشان را كوتاه كردند به طوري كه به نام موژوليده هاي سطح بالا Map- Tops، معروف شدند. بعداز مدتي از كمپاني كه مديريت آن به عهده آلان ويليافر Alan Willioms بود كناره گيري كردند براي ساختن تك آهنگ (زيباي من ) (My bonnie) (تني شريدان) (Tony Sheridan) از آنها حمايت كرد. ساتكليف (Sutcliffe) هم از گروه جدا شد و تصميم گرفت به عنوان نقاش در آلمان به كار خودش ادامه بدهد و مك كارتي كه از او ماهر تر بود جايش را گرفت. درنوامبر1961برايان Brian Epstein مديرفروشگاه فوژيك (Northend) درليورپول به اين گروه علاقمند شد و براي ديدن كارشان به كاورن رفت (Cauern) و مديريت آنها را به عهده گرفت. بعد از آن، كمپانيهاي زيادي كار كردند. در10آوريل خبري به آنهارسيد مبني براينكه استوارت ساتكليف (Stuant Sutcliffe) در هامبورگ بر اثر خونريزي مغزي در گذشته است. چند روز بعد beattes به هامبورگ رفتند و در كلوپ Star (ستاره) هامبورگ برنامه اجرا كردند. با استخدام رينگو استار (Ringo Starr) به عنوان درامر گروه تا پايان سال 1962 اين گروه با آهنگ “Love me do” ”دوستم داشته باش“ به راس جدول بهترينها رسيد. در 13 فــوريـه 1963براي اجراي تـك آهنگ ” لـطـفـاً لـطـفـاً به من Please Please Me” در تلويزيون حضور يافتند و حدود 6 ميليون ببيننده داشتند كه سرآغازي جديدازكارشان به حساب مي آيد.بدنبال آن باهركاری ازنظراقتصادي وتبليغاتی پيشرفت مي كردند بعد از اينكه با آهنگ از من به تو “From me to you” 7 هفته ها درراس جدول قرار گرفتند آهنگهاي او تو را دوست دارد “she loves you” و “yeah yeah yeah” را وارد بازار كردند مدتي نگذشت كه شهرت آنها به جايی رسيد كه آرام آرام، عروسك و آدامس و حتي قوطي هاي كنسروي نيز با استفاده از نام آنها زده شد كه برايشان سود فراواني داشت.
در كريسمس 1965 آلبوم رابـرسـول Rubbersoul را منتـشر كـردند كه اگر چه مثل نمونه هاي قبل مجموعه اي از بهترينها نبود اما مجموعه شگفت انگيزي بود. آلبوم ديگري به نام (Peppers Lonely hearts Club band) در راس جدول قرار گرفت و بعد از آن گروه در تلويزيون آهنگ ”تمام آنچه نيازداريم عشق است (All you Need is love) را اجرا كردند. در 27 آگوست 1967 جـسـد برايان اپشستاين Brian Epstein را پيدا كردند كه بر اثر استفاه زياد از مواد كارباترول Carbatral مرده بود و باعث تاثر بسيار آنان شد و آنها مجبور شدند تور بعدي را بدون حضور مدير اجرا كنند. در سال 1968 كمپاني خودشان به نام (Apple) (سيب) را راه اندازي كردند كه اولين آهنگي كه در آن ساختند ”هي جود“ نام داشت (Hey jude) بعد از مدتي فـيـلمـسـازي را نيز آغاز كردند در سال 1999 فيلمي ساختند كه جلوه هاي ويژه آن بـيـنـنـدگـان را متعجب مي ساخت در سال 2000 با فروش 106 ميليون نسخه از آخرين آلبومشان بعنوان موفقترين توليد كنندگان آلبوم موسيقي شناخته شدند. در سال بعد كتاب گلچيني گران قيمتي چاپ كردند كه در 4 اكتبر منتشر شد. در طول تاريخ گروههاي مثل (سنگهاي غلطان) Rolling stone و گروههاي بيشمار ديگري مورد توجه بوده اند اما هيچكدام به پاي beatles ها كه در سطح جهان بسيار پرطرفداراند نرسيدند. در نوامبر 2001 كه جرج هريسون (يكي از اعضاي برجسته گروه) در براثر سرطان جانش را ازدست داداين علاقه بيشترنمايان شد.عزاداري مردم جهان درراديو تلويزيون منعكس شد. بعد از آن نظريه طنز آميز معروف لنون درباره اين گروه حتي بيشتر از گفته هاي مسيح محبوب و مشهور شده است.
|
نظرات ()سلام. اينم مطلب دوم از ليمپ تا شما بيشتر با ليمپ و كاراش آشنا بشيد.
گروه Limp Bizkit در سال1996 در شهري بنام جكسون ويل شكل گرفت. اين گروه تجمعي بود از
افرادي كه داراي قابليت هاي فراوان براي تفكر و تصورات بزرگ بودند.
مؤسس اين گروه فردي بود بنام FRED DURST . فرد قبلا ملوان كشتي بود .
علاوه بر اين وي از سن 14 سالگي به يك هنرمند خالكوبي تبديل شده بود و بر روي بدن افرادي كه
عضو گروهاي رپ بودند خالكوبي ميكرد .
همان طور كه در شماره قبل گفتم در ليمپ بيزكيت علاوه بر فرد از 4 نفر ديگر به نام های
JOHN OTTO - Dj LETHAL - SAM RIVERS - WES BORLAND - MIKE SMITH
تشكيل مي شود . (وس از گروه جدا شد و مايك جانشين او شد )
وجود احساسات مشترك بين اين افراد، تركيبي را تشكيل داد كه كاملا مختص زمان خود بود.
يعني جريان پر سر و صدايي از آواهاي موزون و پر قدرت كانال هاي ضبط صدا و حلقه هاي صوتی
روان گردان كه مشابه آن حد اقل در منطقه جكسون ويل رخ نداده بود .
اولين آلبوم آنها به نام THREE DOLLAR BILL Y"ALL
در سال 1997 به بازار عرضه شد و همينامر باعث شد كه ليمپ بيزكيت وارد PLATINUM HOUSE (خانه پلا تيني) شود .
ورود آنها به خانه پلاتيني مرهون باز سازي غير محترمانه ترانه FAITH از خواننده مشهور ،
جرج مايكل و همچنين جلب توجه برنامه تلويزيوني از O Z Z f e s t b i l l در سال 98 بود .
ليمپ بيزكيت با آلبوم دومش به نام SIGNIFCAN'T OTHER
به درجه سلطنتي سعود يافت و دررديف 200 آلبوم پر فروش و برتر قرار گرفت و عنوان اول را از آن خود نمود .
634874 كپي از اين آلبوم در طول هفته اول عرضه آن به بازار به فروش رسيد و نهايتا فروش آن
به 6 ميليون كپي رسيد .
گروه بعد از آن اقدام به شروع تور نمود .
كنسرتهاي
REARRENGED , NOOKIE , BREAKSTUFF كه در فستيوال واشنگتون اجرا شد .و همچنين كنسرت بزرگ WOODSTOCK
در رم ، تبديل به تيتر مهم ترين خبر هاي موسيقي شد .پس از اين فرد دارست به نام
قايم مقام ارشد نام گذاري شد . و لقب FLAWLESS (بدون عيب ) را گرفت !وي همچنين قراردادي را براي كارگرداني 2 فيلم به نام هايRUNT و NATURES CURE امضا كرد
و كارگرداني اين دو فيلم را به عهده گرفت .
در همين بين SAM RIVERS نوازنده گيتار باس موفق شد كه عنوان بهترين نوازنده راك باس را در
فستيوال گيتار سال 2000 كسب كند .
گروه مشغول به كار روي فيلم What Would become chocolate ( چه چيز ممكن است به شكلات
تبديل بشود) شد.و همچنين ضبط موسيقي متن فيلم ماموريت غير ممكن 2 را هم انجام مي داد .
و اين ترانه را كه گروه متاليكا اجرا كرده است با ترانه "Take A Look Around " (يك گشتي بزن)
كه در آلبوم جديد گروه قرار داشت رقابت مي كرد .
علاوه بر اين گروه اقدام به هم خواني ترانه به نام
"BLEED" (خونريزي) همراه گروه Soulfly نمود .گروه آلبوم آخر خود را با تاثير از فيلم
""what would become chocolate "" به نام"Chocolate Star Fish &The Hotdog Flavoured Water " ناميد .
در اين آلبوم سختي و بزرگي و سنگيني بيشتري شنيده مي شود..!!!
john otto(درامر گروه) اظهار ميكند كه : ملودي ها در آلبوم جديد واقعا خوب هستند و هر چيز
در باره هر بخش به زيبايي ترتيب داده شده است .
Choclate
واقعا جديد و ملوديك است. تمام انواع ضرباتي كه به گوش ميرسد در موسقي تداوم دارد.شما واقعا ميتوانيد موزيك را به خودي خود گوش كنيد . اما به محض اينكه خوانندگان شروع به آواز
خواندن ميكنند موسيقي به حدي اوج ميگيرد كه انسان را به مرز جنون ميرساند !!!
وآلبوم آخرگروه درسال 2003 بنام""RESULTS MِِAِِY VARY "" (نتايج ممكن است تغيير كند)
به بازار آمد. اين آلبوم بدون حضور وس برلند كه در سال 2001 از گروه جدا شد ضبط شد . در اين
آلبوم مايك اسميت به جاي وس برلند هنر نمايي مي كند...
گروه به علت تغييرات به وجود آمده در گروه (جدايي وس برلند) اسم آلبوم جديدشان را به اين نام انتخاب كردند .!
limp bizkit در mtv ICON بهترين بود . گروه در اين برنامه آهنگ welcome home -sanitarium
رو اينقدر زيبا اجرا كرد كه lars ulrich و kirk hammett رو از جاشون بلند كرد و شروع به
كف زدن كردند.اگه خودتون ديده باشيد می بينيد كه كلی حال كردن با اجرای اين آهنگ.
در mtv ICON تنها گروهی كه آهنگسازی كرده بود limp bizkit بود .در اون برنامه كار limp به
عنوان بهترين كار شناخته شد .
اين گروه تا كنون 4 آلبوم
1- THREE DOLLAR BILL YA'LL
2- SIGNIFCANT OTHER
3- CHOCOLATE STARFISH & THE HOT DOG FlAVOURED WATER
4- RESULTS MAY VARY
را به بازار عرضه نموده است .
آلبوم اول شامل 13 ترانه ، آلبوم دوم شامل 15 ترانه و آلبوم سوم آنها 12 ترانه و
آلبوم چهارم آنها شامل 16 ترانه ميباشد .
ترانه "Hold On"از آلبوم chocolate starfish &the hotdog flavoured water
hold on
you keep your distance i can’t deny you i’ve got the feeling can’t satisfy you i’ve got your picture on the wall i got the picture, long gone you keep your wishes i’ll keep my feelings there goes another one that kept me breathing i’m waiting for you i know your leaving i still adore you you never leave me hold on, i found another way to let you go away hold on, you found another way to bleed my soul away the things you told me to hear you speak i’m burning slowly i’m growing weak you bring me closer to yesterday yesterday’s a million miles away why can’t you hear me? why can’t i sleep and i don’t understand what keeps me breathing i’m waiting for you i know your leaving i’ll still adore you you’ll never need me hold on, i found another way to let you go away? hold on, you found another way to bleed my soul? away (repeats 4 times)
صبر كن: تو فاصله ات را حفظ كن.من نميتوانم تو را برانم.احساس من اين است.نميتوانم تو را راضي نمايم.تصوير تو را بر ديوار نهاده ام.تصوير تو.مد تهاي مديدي است كه اين آرزو را در دل داري.من احساساتم را حفظ كرده ام.كسي در عبور است كه به من فرصت نفس كشيدن ميدهد.من منتظرت ميمانم . با اين كه ميدانم تركم ميكني اما هنوز تو را ميپرستم.تو هرگز مرا ترك نخواهي كرد.صبر كن.راه ديگري براي دور شدن تو يافته ام.تو راه ديگري يافته اي كه روح مرا جريحه دار نمايي متفاوت از چيزهايي كه به من گفتي.من به آرامي ميسوزم.من ضعيف ميشوم.تو مرا به ديروز نزديك تر ميكني.ديروز مليون ها مايل دور تر است.چرا نمي تواني صداي مرا بشنوي؟
چرا نميتوانم بخوابم و نميتوانم بفهمم چه چيزي به من فرصت نفس كشيدن ميدهد.من منتظر تو هستم.ميدانم كه ميروي با اين حال هنوز تو را ميپرستم.تو هرگز مرا نميخواهي،صبر كن.
راه ديگري را براي دور شدن تو بيابم؟ صبر كن،راه ديگري را براي جريحه دار كردن روح من يافته اي؟
دور شو....
برای ديدن سايت limp bizkit بعد از آلبوم جديد اينجا كليك كنيد .
نظرات ()سلام.خوبيد..سلامتيد..؟ اول علت 16روز آپ نكردم رو بگم:چون آخر شهريور بودو همه
رفته بودن مسافرت و بازديد كننده كم شده بود...
امروز اومدم از يه گروه بنويسم..نظرم عوض شد گفتم پس من كي مي خوام در مورد
عشقم بنويسم...كي مي خوام در مورد جيگر خودم بنويسم...تا كی مي خوام لفتش
بدم. هــان تا كي... باخودم گفتم اعتمادي نيست بركارجهان اگه يه وقت فردا پس فردا
بيوفتم بميرم چي!!! اونوقت هنوز ازليمپ ننوشتم!!ديگه امروز انتظار به سرمياد..
بايد الان ديگه به همه بگم كه ليمپ بيزكيت
(limp bizkit)خداي گروهه.مي خوام ۲هفته پشت سر هم ليمپ بنويسم ..كي می خواد جلومو بگيره؟
هيش كي نميتونه.!! چيــه؟؟؟ حرفـيـــــــه؟؟؟ديگه قاطی كردم
نام: Fred
نام خانواد گي : Durst
تاريخ تولد : ۲۰ آگوست ۱۹۷۱
سمت در گروه : خواننده و رهــبـر و كارگردان گروه Limp Bizkit
محل تولد : در گاستانيا در شمال كارولينا به دنيا آمد و بزرگ شد.
توضيح : او كارگردان همه ويد يو كليپ هاي ليمپ بيزكيت هست و خواهد بود.

فرد در قسمت بيوگرافيه سايتش می گويد : من دانش آموز خوبی در مدرسه نبودم
من دوست داشتم معلمهای كودن واحمق خود را بوس كنم وهنوزنمی دونم درسهايم راچطور
پاس کردم.(باورش نمی شه كه د يــپلـم گرفته
) مدرسه برای من تنها مکانی بود برای
بازی واسکيت وضرب و موسيقی و رقص اما من با اين احوال درسهايم را قبول شد م...
چون نمی توانستند مرا تحمل كنند فارق التحصيلم كردند...معلم مورد علاقه فرد يك شخص
شيك پوش بوده است.من در ادامه تحصيل خود را شكست خورده می دانم.
فرد د ر د وران جوانی مدتی را در نيروی دريايی ايالات متحده سپری کرد.
اودر۲۰ سالگی با دختری به نام آدريانو ازدواج كرد.پس از ۱سال از هم جدا شد ند.
فرد می گويد: من درسان فرانسيسکوزندگی می کردم وبعد ازمدتی ازدواج کردم وبعد از
مدتی متوجه شدم که همسرم مانعی برای من است و با او دچار درگيری شدم وهردو به
زندان رفتيم.من فقط مدت کوتاهی در زندان بودم واين برای اولين بار بود که من به زندان
رفتم . اين ماجرا خيلی ناگوار بود . من فقط گفتم که ميخواهم جبران کنم و دوباره همه چيز
را ازاول شروع می کنم. بعد ازمدتی برگشتم به شمال کارولينا برای خداحافظی ازدوستانم
وهمچنين از پارکی که در آن اسکيت بازی می کردم زيرا من يکی از کسانی بودم که
روی بازی من سرمايه گذاری شده بود.سپس بعد از تهيه ماشين به سمت فلوريدا رفتم و
همه چيزرا ازاول شروع کردم. من برای مردم کارهای هنری می کردم و سپس شروع
کردم به خالکوبی که در آن زمان در کمتر جايی وجود داشت.
من گناهانی را مرتکب شدم که باور کردنش مشکل است. نياز به کمک داشتم ودستی که
دست مرا بگيرد زيرا من کسی بودم که دوران کودکی به علت سرکشی تمام وقت را در
اتاق های بسته حبس بودم ...
فرد دارست ازبزرگان موسيقی است که درون مايه آن مبارزه با فساد و گناه است...
نام :Wes
نام خانواد گي :Borland
تاريخ تولد :۷ فوريه ۱۹۷۵
سمت در گروه : گيتاريست سابق (وس در سال۲۰۰۱ كه از گروه جدا شده)
محل تولد : Nashville
توضيح : پدرش يك كشيش بود. وس قبل ازاينكه به گيتار روي بياورد موسيقی
را باشيپور دنبال می كرد. وس در حال حاضردرگروه big dumb face مشغول است.
وس در روز ۱۰ آوريل ۱۹۹۸ با دوست دخترش ازدواج کرد.

نام :John
نام خانواد گي :Otto
تاريخ تولد :1977
سمت در گروه : درامر
محل تولد : نميدونم اگه ميد ونيد به منم بگيد.!
توضيح : جان پسر عموی سم ريورس است و هنگامی به گروه معرفی شد که سم و فرد
تازه اين گروه را تشكيل داده بودند. جان هنرکار خود را در اين رشته از سن ۱۷ سالگی
شروع کرده است.

نام : Sam
نام خانواد گي : Rivers
تاريخ تولد : 1978
سمت در گروه : گيتار باس
محل تولد : نميدونم اگه ميدونيد به منم بگيد.!
توضيح : او جوانترين عضو گروه است و او در۱۹ سالگي وارد گروه شد.

نام : Leor
نام خانواد گي : Dimant لقب هنری : d.j Lethal
تاريخ تولد : 1973
سمت در گروه : دي جي
محل تولد : نميد ونم اگه ميد ونيد به منم بگيد.!
توضيح : در يك خانواده فقير به دنيا اومد . كم كم به اوج رسيد.

نام : Mike
نام خانواد گي : Smith
تاريخ تولد : نميدونم اگه ميدونيد به منم بگيد.!
سمت در گروه : گيتاريست... جانشين وس برلند شده...
محل تولد : نميدونم اگه ميدونيد به منم بگيد.!
توضيح : فرد دارست mike رو از گروه Snot بلند كرده !!!!

هفته ديگه هم همين آش و همين كاسست.
نظرات ()PINK FLOYD
اين گروه يكي از مشهورترين و برجسته ترين گروههاي راك دنيا است.
كه هسته اصلي آن در دبيرستان كمبريج شكل گرفت.
Syd barret)l)، سيد برت (راجر كيث برت Roger keith Barrett متولد
6 ژانويه 1946 كمبريج انگستان نوازنده گيتار (خواننده) راجرواترز
(Roger waters متولد 9 سپتامبر 1944 Great Bookham گريت موكهام ،
كمبريج ،انگلستان نوازنده باس، خواننده) و ديويد گيلمور David Gilmore
(متولد 6 مارس 1944 كمبريج انگلستان نوازنده گيتار خواننده) شاگردان
اين دبيرستان و باهم دوست بودند. برت و گيلمور قبل از ثبت نام در
مدرسه هنر كمبرول Comberwell school of Art با هم بصورت نوازندگان
دوره گرد به دور اروپاسفر كردند. در همين حين واترز كه در
Regont street polytechnic نقشه كشي مي خواند به همراه
همكلاسي هايش Nick Mason (متولد27 ژانويه 1945 بيرمنگهام،
انگلستان، درامر) و ريك رايت Rick wright (متولد 28 جولاي 1945 لندن
انگلستان نوازنده كي بورد)گروه R&B به نام Sigma6 را تشكيل داده بودند.
دراولين برنامه آنها كليو متكالف Metcalfe باس مي زد. واترز دراين موقع
به نواختن گيتار علاقمند شد و جوليت جيل Juliette Gale (كه بعدها با
را يت ازدواج كرد) گيتار مي زد اما تحول اصلي در گروه زماني پيش آمد
كه برايان كلوزBrian Close(سردسته گيتاريستها ) جاي مت كالف راگرفت.
بعد از اسامي مختلف مثل T- set و Screaming Abdabs بالاخره نام گروه
به پيشنهاد (برت) barrett به Pinkfloyd تغيير يافت كه برگرفته از اسم
نوازنده آلبوم جرجيا Pink Anderson (پينك آندرسون) و شوراي فلويد
است.
اولين كارهايشان را با همكاري كمپانیThompson Private Recording
با نامهاي "Lucky love "عشق خوشبخت و من يک زنبور ملکه هستم
(I am a king Bea) ضبط كردند . با نشر اين آلبوم توجه سازمان خودياری
كه مركز آن در مدرسه آزاد لندن بود (Landon free school) را به خود
جلب كردند. اعضاي اين موسسه John happy Hapkins و Perte Jenner
(پيت جنر) اندروكنيگ Andrew king و جوبويد Joe Boyd بودند .
شروع به چاپ روزنامه اي به نام International Times
(تايمز بين المللي )نمودند. اين روزنامه در 5 اكتبر 1966 در رندهوس
Round house لندن چاپ شد . با كمك اين روزنامه بود كه Pink Floyd
مهمترين كار خود را عرضه كرد در ماههاي بعد در كلوپ Ufo كه تازه
تاسيس شده بود شوهائي را اجرا كردند. تك آهنگهايشان با شوها
خيلي فرق داشتند تك آهنگ (Arnold Loyne) آرنولد ليون شماره 20
بريتانيا بود. “ بازي اميلي را تماشا كنيد“ ” See Emily Play“ در جولای
سال 1967 آهنگ شماره 6 شد. ”سيبها و پرتقالها“
” Apples and oranges“ و مرد سبزي "Vegetable man" آخرين جيغت
را بكش “ Scream your last scream تك آهنگهاي بعدي بودند.
بالاخره برت در ماه آوريل همان سال از گروه جدا شد و به تنهايي به كار
كردن ادامه داد. آنهابا نبودن ترانه سراي اصلي شان باز هم به كار خود
ادامه دادند. و آهنگهاي " كنترل قلب خورشيد" را در دست بگير
“Set the control for the heart of the sun “ و ” It would be so nice“
(خيلي خوب مي شد) را اجرا كردند. در آسمان به من اشاره كن
(Point me at the sky) اولين آلبوم از سري آلبومهاي آنها ساخته
Ron Geesin رون گيسين بود. اين آلبوم شامل آهنگهاي كلاسيك بود كه
يكي از برجسته ترين آنها ”يكي از همين روزها“ (One of these Days)
و آهنگ حماسي Echoes (پژواك) نام داشت.
آلبوم "قسمت تاريك ماه" Dark side of the Moon بيش از 25 ميليون
كپي فروش كرد كه يكي از پر فروش ترين آلبومها بود.
بعد از آن آهنگ"الماس خارق العاده ات را بدرخشان"
(Shine your Crazy Diamond) در تحسين و تشكر از برت ساخته شد.
بعد از آن آهنگ ” سيگار بكش“ (have a cigar) بود كه (روي هارپر)
Roy Harper آن را ساخت و اوج هنر اين گروه محسوب مي شود. بعد از
انتشار مجدد تك آهنگهاي Cats & Dogs سگها و گربه ها اين گروه بعنوان
يكي از موفق ترين گروههاي دنيا به خاطر اينكه با جنبش بانك 1967 به
مخالفت پرداخت مورد انتقاد قرار گرفت. تك آهنگ ”آجر ديگري در ديوار“
Another Brick in the wall نه تنها جان دوباره اي به گروه بخشيد بلكه
آهنگ شماره 1 نيز شد. اين موفقيتها دشمني داخلي كه بين اعضای
گروه پيش آورده بود راحل نكرد. دشمني ديرينه بين وارترز و رايت كه
همراه برت گروه را ترك كرد، منتهي به رفتن رايت در سال 1979 شد.
اما مشكلات بخاطر مسائلي مالي و كاري ادامه داشت به طوري كه
همه فكر مي كردند گروه از هم مي پاشد اما با كمال تعجب آلبوم
ديگري در سال 1983 منتشر كردند.تك آهنگ Not Now John
(الان نه جان) آهنگ شماره 30 بريتانيا شد. 1 سال بعد واتر كار خود
را به تنهائي ادامه داد.
مانسون و گليمور هم آلبومهاي شخصي توليد كردند.
اما هيچكدام از اينها به اندازه كار گروهي شان موفق نبود.
در سال 1987 ماسون و گليمور Gilmour و Mason تصميم گرفتند دوباره
كار با يكديگر با نام Pink floyd را شروع كنند. ريك و رايت
(Rick & Wright) هم برگشتند اما اين بار استخدام قرار دادي شدند.
اين بار برنامه هاي آنها مانند قبل موفق نبود. در سال 1994
(ناقوس جدائي)Division bell را منتشر كردند كه يكي از بهترين آثار
Pink floyd شناخته مي شود.
تورهاي جديد و شوهاي جديد آغاز شد و ثابت كرد كه موزيك
Pink Floyd زماني قابل توجه تر است كه نتيجه يك كار گروهي باشد.
اميدوارم از اين مطلب راضی باشيد.
خدافظی مدافظی هم مثل سلام ملام بلد نيستم
نظرات ()گروه Soulfly (پروازروح) درسال ۱997 همراه با عقيده اي كه آهنگ و ايمان
معنوي را با هم مي آميخت آغاز به كار كرد. آنها بر اين عقيده اند كه
Soulfly متعلق به آينده است و موسيقي جزئي از زندگي آنها را تشكيل
مي دهد. ماكس كاوا رلا گروه جديدش را با ROY نوازنده درام
و MARCHELLO نوازنده باس آغاز كرد و كار خوانندگي و نواختن گيتار را
نيز خود بر عهده گرفت.
ROY در تاريخ 4. 6. 1970 در يكي از ايالات برزيل به نام NYC متولد شد
نواختن درام را از سه سالگي آغاز كرد.اولين مجموعه درام او يك كيت
مكي ماس بود. اما نواختن را به طور جدي در 12 سالگي آغاز كرد.
اولين گروهي كه او در آن شروع به نواختن نمود گروه YOUTH QUAKE
ناميده مي شد كه گروهي با سبك پانك – راك بود.
ROY هنگامي كه قبلاً همراه ماكس كاوارلا در گروه Sepulture بود.
با وي آشنايي پيدا كرده بود و هر دو آرزو داشتند كه بتوانند روزي با
هم كار كنند. وقتي كه ماكس براي گروه جديدش به يك نوازنده درام
نياز داشت از او دعوت به عمل آورد.
ROY معتقد است كه هميشه مي تواند خودش باشد و خودش را
براي كسي تغيير ندهد!

و اما MARCHELLO:
او معتقد است كه همراه با يك احساس خوب نسبت به موسيقي پا به
جهان گذارده است. در سن 5 سالگي پدرش براي هديه كريسمس يك
گيتار به او هديه داد. در ابتدا او نمي دانست كه بايد با اين وسيله چه
كاري را انجام دهد و فقط با آن بازي مي كرد! در سن 11 سالگي او
اولين گيتار الكتريكي خود را از پدرش هديه گرفت. او هيچ گاه براي
نواختن گيتار به كلاسي نرفت. در طي ساليان متمادي نواختن را از
طريق گوش دادن و هم نوازي با گروه هايي نظير Metallica و Queen
آموخت.
ماكس و مارچلو 15 سال است كه يكديگر را مي شناسند. آنها هم در
دوستي و هم در كار روابط محكم و مستحكمي با يكديگر دارند.
ايندو از زماني كه در گروه Sepulture با هم كار مي كردند
(سال 97-1996) عادت كرده بودند كه با هم باشند و سرانجام ماكس
براي گروه جديدش از او براي نواختن گيتار باس دعوت كرد.
يكي ديگر از اعضاي گروه كه بعداً به گروه ملحق شد، MIKY نام داشت.
ميكي در PLAN SPRINGS متولد شد و در سال 1998 در توري كه
همراه Suolfly بود با اعضاي گروه آشنا شد و با آنها رابطه دوستي
برقرار كرد. سپس از وي دعوت شد كه به عنوان نوازنده گيتار با گروه
همكاري كند.
ميكي به صداقت و كار زياد معتقد است.
سرانجام گروه به طور كامل شكل گرفت: گروهي با سبك متال.
اين گروه تا به حال سه آلبوم را به بازارعرضه كرده است:
آلبوم اول به نام Soulfly در سال 1998 كه 15 آهنگ را در بر مي گرفت.
آلبوم دوم به نام Primitive در سال 2000 كه 12 آهنگ را شامل مي شود.
و آخرين آلبوم به نام Soulfly3 درسال 2002 كه به تازگي روانه بازار شده
و شامل 14 آهنگ است.
ترانه Eye For An Eye از آلبوم نخست soulfly (آلبوم اول گروه) يكي از
ترانه هاي زيباي آنها مي باشد.
چشم در مقابل چشم
من آنچه كه خلق می کنم هستم ,به سرنوشتم معتقدم ,صداقت نام من است ,
هر آنچه كه انجام مي دهم ,هرگز تباه نخواهد شود ,نغمه من احمقانه باقي خواهد ماند
چشم در مقابل چشم ...نمی توانی گذشته ام را ببينی؟ نمی توانی به قلبم اجازه دهی
که آنچه را به آتش کشيده اند باور کند؟ تا همه را دوباره متحد کند , تا راهی بهتر بيابد
لعنت بر حسادت كه همه چيز را عوض مي كند , چشم در مقابل چشم ...
من از قرض کردن بيزارم , تو نمي تواني درك كني , درد ، نفرت ، درد ,دوباره زاده شدن
دوباره رشد كردن ... من معتقدم كه اين تنها راه است , چشم در مقابل چشم ...
اميدوارم خوشتون اومده باشه...
نظرتون رو راجع به اين گروه بديد ؟
تا دفعه ديگه باي....
نظرات ()سا بوليك...
امرو... اومد يم اينجا در مورد يه گروه د يگه بنويسيم.
چون يكي از بروبكس در خواست كرده بود .
ايـنـقـدر درخواسـت هسـت كــه بـه خـدانمي تـونـم بـه همشون عــمــل كـنـم
چــــون عـــمــلي هستــم
.
نام و نام خانوادگي: Aaron lewis
ساز تخصصی : گيتار و خواننده گروه stained
تاريخ تـولد : ۱۳ آور يــل ۱۹۷۲
محـل تـولد : Vermond در Longmeadow بزرگ شد.
تـعـداد خـواهـر و بـرادر : ۲ خـواهـر و ۱ بـرادر
تـعـداد فـرزنـدان : ۱ دخـتر داره بـه اسم Zoe jane كـه در ۵ آوريـل ۲۰۰۲ به دنيا اومد.
اوقـات فـراغت : ماهی گيری و دوچـرخه سواری (يــه دوچرخه داره كه از دوران
نوجوانی اونو داره و هنوز عوضش نكرده )
* . آهنـگ شماره ۶ آلـبوم جديدشو به اسم دخـترش ZOE JANE نـام گـذاری كرده
يـعـنـی بـرا ی اون خـونـده .! !
۴ ساله كه با Vanessa ازدواج كرده... Aaron تا حالـا تو عمرش الكـل مصرف نكرده.
اون قبل از اينكه خواننده بشه تو يــه هتل كار می كرده ! ! !
گروه stained سبك شو از LIMP BIZKIT می گيره و حتی يه آهنگ هم با
FRED DURST خـونده كه خيلی قشنگه به اسم OUTSIDE بر يــد گـوش
کنيد حــا لــــشــو بــبــر يــــــــد.
Aaron خيـلی از كاراشو بصــورت تـكـنــوازی با گيتار آ گوستيك انـجـام ميده
و خودشم باهاش می خونه !!!
نام و نام خانوادگی : Mike Mushok
ساز تخصصی : گـيـتـــار
تار يــخ تـولد : ۱۰ آور يــل ۱۹۶۹
محـل تـولد : Manhasset
اوقـات فـراغـت : کتاب می خــونــه
* . Mike ازدواج كرده - يــه سـگ خونگی داره اسم سگشو نمی دونم...
اون مهندسيه الـكتــرونيــك خونــده .بابا طــرف مهــندســه 
اين آ قــای Mike گيـتـاريست خوبيه.هواشو داشته باشيد بـچـه بدی نيست.
نام و نام خانوادگی : Johnny April لقب : Old School
ساز تخصصی : گـيـتـــار باس
تار يــخ تـولد : ۲۷ مارس ۱۹۶۶
محـل تـولد : Enfield , ct
اوقـات فـراغـت : ما هی گيری
* . بنده خـدا يـه دوست دخـتر داره بـه اسم Lindy . ازدواج مزدواج روفـعلا گرد كرده.
ميگن اين يارو خيلی با حال HEAD BANG می زنــه.
نام و نام خانوادگی : Jon Wycocki
ساز تخصصی : درام
تار يــخ تـولد : ۱۷ ژانو يــه ۱۹۶۹
محـل تـولد : Northampton
اوقـات فـراغـت : يا فوتبال نگاه ميكنه يا فوتبال بازی می كنه.
* . اين يكی قبلا موتور سوار بوده . اينم زده تو خط gf و gf بازی
ولی اسـم دوست دخـترشو بـهـم نـگفـتـه هنو . خوب جـاز يستـيـه مخصوصا
تو آهنگهای شماره ۴ و ۵ آلبوم جديدشون يا مثلا آهنــگ fade از آلبوم
brack the cycle .

خب تموم شد . از آقای سيخ سيخی ممنونم که اطلاعات خوبی بهم داد .
نظرات ()سلام
اينم مصاحبه ای که قولشو داده بودم ....
به سراغ عضو سابق گروه اوهام رفتيم كه ازاين گروه كنارهگيرى
كرده است. بابك رياحىپور نوازنده گيتار بيس است و كار حرفهاى
خود رابا كوروش و كاوه يغمايى آغاز كرده و ازآن پس با گروههاى
مختلف پاپ و تلفيقى همكارى داشته است.
وى گيتارباس را در آلمان فراگرفته و تجربيات ابتدايى اش را در
همان جا بدست آورده است. بابك در حال حاضر آلبومى به نام
آزمون و خطا در دست انتشار دارد كه در مراحل اخذ مجوز به
سر مى برد.
شهرام شعرباف، پس از اقامت چندماهه در كانادا، و آماده كردن
آلبوم نهال حيرت براى عرضه، چندى پيش به ايران بازگشت تا
سعى كند بار ديگر مقدمات رسمى شدن اوهام را فراهم آورد.
سئوال: صحبتهاى مختلقى در مورد دلايل كنارهگيرى تو از
گروه اوهام وجود دارد. مى خواستيم از زبان خودت بشنويم
كه چه شده؟
به دليل مهاجرت دائم شاهرخ و شهرام از ايران و عدم تمايل من
به ترك وطن به ناچار از اوهام جدا شدم. البته قرار بود كه در
صورت امكان من براى اجراى كنسرت و ضبط آلبوم نزدبچهها در
كانادا بروم. ليكن باتوجه به تنشهاى سياسى موجود، و بعد از
واقعه ۱۱ سپتامبر، گرفتن ويزا براى يك ايرانى كار بسيار دشوارى
شده است و به همين دليل از اين تصميم منصرف شديم.
از طرفى، من علاقه داشتم كه به موسيقى شخصى خودم برسم
و به اجراى كنسرت در ايران جهت معرفى آلبوم آزمون و خطا، كه
به زودى به بازار عرضه خواهد شد، بپردازم. ناگفته نماند كه
موسيقى اوهام جذابيتهاى خاص خودش را دارد. ولى اينكه
آدم چه بهايى براى اين جذابيتها بپردازد، مسئلهاى است جدا.
سئوال: تو فكر مى كنى كه اوهام با مهاجرتاش از ايران به
كانادا پيشرفت مى كند؟
از نظر من اوهام معنى اصلى خود را در ايران پيدا مىكند و
با توجه به مهاجرت دوسوم گروه از ايران، به عقيده من اوهام
جذابيت خود را از دست داده، در هر حال مجبور است كه در كانادا
به چند صد ايرانى به عنوان مخاطب بلقوه راضى باشد.
اين چند صد نفر در كانادا و آمريكا كجا و اين صدها هزار جوان
مشتاق ايران كجا؟ اوهام مشكلات بسيارى داشت، بخصوص
سر مجوزها، اما به نظر من هنوز جا داشت كه كمى بيشتر تلاش
كند. كه مستلزم اين بود كه ما و بخصوص شهرام تلاش بيشترى
مى كرديم چرا كه مشكل اصلى اوهام صداى شهرام بود.آنها
معتقد بودند صداى شهرام فالش است.
سئوال: منظور كارشناس مركز موسيقى است؟
بله و شهرام هم براى رفع اين مشكل مى توانست يكماهدوماه،
مدتى را، به اين موضوع اختصاص دهد و به كلاس سولفژ برود،
كه مطمئناً به ضررش نمى شد و شايد از اين كلاس بعدها
استفادههاى بهترى مىكرد. اما به هر حال، هر كار كه با حالت
زور بخواهد انجام شود ناخودآگاه نيروى دافعهاى هم بوجود
مى آيد و حس بدى منتقل مى شود كه همين موضوع باعث شد
تا شهرام حاضر به اين كار نشود.
سئوال: برگرديم به مسئله موفقيت اوهام درخارج ازمرزهاى ايران.
درست است كه ما طرفداران بسيارى داشتيم اما طرفداران ما
در ايران چند برابر طرفداران ما در آنطرف هستند.
موسيقى اوهام، غير از چند آهنگ كه از سازهاى ايرانى در آنها
استفاده مى شد، اُريـجـيـنـال و اصـل نبود، اما بـخاطـر وجــود
شعرهاى فارسىْ آهنگ شاخص نشان داده مى شد.
بسيارى از آهنگهاى اوهام را با كيفيت بهتر و اصلتر در بين
گروههاى راك مطرح دنيا مى توانيد بيابيد. پس موسيقى اوهام
شاخص و خالص نبود كه بتواند در آن طرف مكتبى بوجود آورد.
به هر حال اميدوارم كه موفق باشند اما به نظر من ايران
جايگاه واقعى اوهام بود.
سئوال: يكى از مشكلاتى كه توبا شهرام وشاهرخ داشتى برسر
ايـن بـود كه تو اصـلاً به بـنـد اوهــام متعلق نبـودى و در بـنـدها
و كنسرتها و كارهاى ديگر نيز مى نواختى...
بله اين مشكل از ابتدا وجود داشت. اما به هر حال من يكى از
اعتبارات اوهام به حساب مى آمدم، چون من تنها عضو اوهام بودم
كه در جامعه شناختهشدهتر بود. شهرام و شاهرخ نيز هميشه
مى گفتند كه «چرا تو در همه جا حضور دارى؟» در صورتيكه من
موسيقى را حرفه خود مى دانستم، آنرا جدى مى گرفتم، و
فقط كارم را به اوهام محدود نمى كردم.
شهرام مى نشست خونه وآهنگ مى ساخت وسرهم مى كرد
و من آدمى هستم كه مى خواهد با موزيسينها در ارتباط باشد.
الـبته من بـراى بچـهها آرزوى موفقيت مىكنـم و امـيدوارم تـا
اختلافات شخصى را كنار بگذارند و به روى موسيقى كه دل اين
همه جوان را بدست آورده تمركز كنند. يكى از دلايل اختلاف من
با اعضاى گروه، فعاليتم به عنوان يك موزيسين آزاد در عرصه
موسيقى پاپ كشور بود. چون بچهها اعتقاد داشتند كه من به
دليل عضويت در اوهام بايد فعاليتم محدود به اين گروه باشد.
ولى خوب اوهام فعاليتى نداشت. از طرفى من بعنوان يك نوازنده
كه تجربههاى زيادى در طى اين ساليان كسب كردم حق خودم
مىدانستم كه هـرجا كـه لازم باشد حضور پيـدا كنـم و اكثـر
بچههايى كه در زمينه موسيقى پاپ فعاليت مىكنند از دوستان
مناند و من نيز علاقمندم تا با آنها همكارى داشته باشم.
كه برخلاف آن چيزى كه ممكن است برخىها تصور كنند، افرادى
نيز بودند كه مىخواستند كنسرت اوهام اجرا شود. از جمله خانم
خرازى و طبيعتاًافرادى نيزبودندكه مىخواستند ماراسركاربگذارند.
سئوال: دليـل ايـنكـه اوهــام نتـوانست در ايــران كنـسرت بگذارد
را چه مى دانيد؟
هنوزم كه هنوزه، ارشاد دليل اصلى برگزار نشدن كنسرت اوهام
را فالش بودن صداى شهرام اعلام مىكند. اما ما خوب مىدانيم
كه بزرگترين مشكل در كنسرت اوهام در زمينه تأمين امنيت بود.
سئوال: شهرام معتقد بود كه وجود حبيب اس و غيره در برگزار
نشدن كنسرت تأثير منفى داشت كه دليل يا دلائل آن هنوز هم
مشخص نيست.
حبيب صبور كه شهرام اوراحبيب اس مىنامد،نقشى دربرگزارى
يا عدم برگزارى كنسرت اوهام نداشت، حتى او علاقه داشت تا
اين كنسرت برگزار شود و پس از آن مديريت گروه اوهام را به
عهده بگيرد ودرآن روز كذايى كه من و آقاى صبور درسالن ميلاد
بـطور خصوصى مشغول صحبت بـوديـم، مسئله رد صـداى
شـهـرام توسط كارشناسان ارشـاد در ميـان بـود و مــا
نمىخواستيم در آن لحظه اين خبر به گوش شهرام برسد،
چرا كه شهرام از لحاظ روحى در وضعيت مناسبى بسر نمىبرد
و من هنوز اميد داشتم تا آقاى فرهادى [مدير سالن ميلاد] كارى
انجام دهد.
سئوال: هماكنون با توجه به اينكه شهرام به ايران بازگشته،
فكر مى كنى باز هم اوهام كار خودرابا همان تركيب قبلي يعنى
قبل از مهاجرت، و مثل گذشته در تهران ادامه دهد ؟
تركيب قبلى به هيچ وجه. يكى از دلايلش اين است كه شاهرخ
در ايران نيست و فعلآ قصد بازگشت ندارد. از طرفى مشكل
اصلى كه صداى شهرام است، هنوز پابرجاست و به همين دليل
اگر بخواهيم كنسرتى اجرا كنيم و در واقع فعاليت را مجددأ از
سر بگيريم، تنها راه اين است كه از يك خواننده مجوزدار دعوت
به همكارى كنيم كه در كنار شهرام بخواند.
به عنوان آخرين سئوال: پس فكر مى كنى كه اوهام به زودى
كنسرتى شبيه به همان كنسرت كذايى كه كنسل شد
برگزار كند؟
بله، اما من هنوز عضو سابق اوهام محسوب مىشوم و اگر بنا
باشد كه دوباره فعاليت كنيم، احتمالاً به صورت يك پروژه خواهد
بود. به اين صورت كه چند نفر دورهم جمع مىشوند و آهنگهاى
اوهام (شهرام) را اجرا مى كنند.اما تصميم قطعى گرفته نشده
چون شهرام تازه به ايران آمده و در واقع هنوز تصميم قطعى
گرفته نشده، اما به نظر من اين تنها راه ممكن است.
خب من ديگه بيشتر از اين وقتتون رو نميگيرم...
از اينکه وقتتون رو به من داديد متشکرم...به اميد موفقيتهای
شما و اوهام...
پايان...
اينجا کليک کنيد تا وارد وب سايت اوهام شويد.
نظرات ()
امروز میخوایم درمورد زن وشوهرهایی صحبت کنیم که از ...... هیچی هیچی اشتباه شد...این متن ماله اینجا نبود .هاهاهاها.... امروز میخوایم در مورد راک ایرانی صحبت کنیم ... سلام. خب زود بریم سر اصل مطلب: یکی از دوستان یه کامنت داده بود گفته بود درمورد اوهام بنویسم. چشم می نویسیم. ما هم یکی از طرفداران اوهام هستیم شدید . پس انگیزه مون هم کم نیست ! گروه موسیقی اوهام در سال 1376 در تهران بوسیله ی شهرام شعرباف ( گیتار و آواز) به همراه شاهرخ ایزد خواه ( گیتار) و بابک ریاحی پور ( گیتار باس) شکل گرفت. بعد از مدتی عین الله کیوانشکوه(درامز) به این گروه ملحق شد . گروه اوهام بر مبنای تلفیقی از موسیقی راک و موسیقی سنتی ایران کار خود را شروع کرد. آنها شاید اولین گروه ایرانی بودند که بدون واهمه و محافظه کاری آلات موسیقی راک مانندگیتار و درامز را همراه با ادوات موسیقی سنتی مانند سه تار ، تار ، کمانچه و دف نواختند. در سال 1377 اوهام کارهای خود را در آلبومی بنام (نهال حیرت) جمع آوری کرد. با وجودی که این آلبوم در سراسر ایران شگفتی و تحسین بسیاری از طرفداران و علاقمندان به موسیقی را جلب کرد اما نتوانست از صافی وزارت ارشاد اسلامی عبور کند. آنها حتی نتوانستند اجازه ی برگزاری یک کنسرت در شهر تهران را بدست بیاورند. پس از 3 سال تلاشهای مداوم اعضای گروه و بخصوص شهرام شعرباف برای دریافت مجوز و شکستهای پیاپی آنها در این راه بالاخره در سال 1380 شهرام شعرباف ناامید از کار در ایران ویزای کانادا مهیا کرد و رفت تا به شاهرخ ایزدخواه که زودتر از او از ایران دل کنده بود بپیوندد. بابک ریاحی پور ، یکی از بهترین و پرسابقه ترین نوازنده های گیتار باس در ایــران ، در همان سال رسـما از گروه کـنـاره گیـری کرد و ترجیح داد به کارهای انفرادی و پراکنده ی خود در ایران بپردازد. بابک ریاحی پور در صحبتی دلیل جدایی خود را از گروه ، فلسفه ی حـضـور راک تلـفیقی در داخـل ایـران گفتـه اسـت و اینکـه حـضـور مـوسیقی اوهــام درفضـای مـوسیـقی خـارج از ایــران چـیز تـازه و جدیدی نیست. اوهام اصرار داشت که بابک ریاحی پور فقط در اوهام کار کند ولی بابک میل به همکاری با دیگر گروه ها را هم داشت.به همین دلایل بابک از اوهام جدا شد . لازم به ذکر است که : بابک ریاحی پورگیتارباس را در آلمان فراگرفته و تجربیات ابتدایى اش را در همانجا بدست آورده است. آن دو(شهرام و شاهرخ) در کانادا با اعضای خارجی جدید و حرفه ای کار خود را شروع کردند. در اولین گام آلبوم (نهال حیرت) که در ایران خارج از استودیو و در خانه ضبط شده بود را بصورت استودیویی در سی دی و نوار کــاست ضبط و منتشر کردند. چند آهنگ از این آلبوم نیز بصورت حرفه ای تبدیل به کلیپ ویدیویی شد. اما بدلیل اینکه این آلبوم قبل از انتشار رسمی بصورت غیر رسمی و زیرزمینی درایران و کشورهای دیگر پخش شده بود و وب سایت تازه تاسیس و زیبای آنها نیز ترانه ها را بصورت (فری دانلود) در اختیار میگذاشت ، این آلبوم سروصدای تازه ای برپا نکرد ! تااینکه دومین آلبوم اوهام درسال1380 بنام (حافظ عاشق است) ضبط و آماده شد . (بهتون توصیه میکنم حتما این دو آلبوم رو گوش کنید. ) و اما کمی هم در مورد نوع موسیقی و کارهای اوهام: اوهام در اولین آلبوم خودشعرهارابصورت اختصاصی از بزرگترین شاعر ایران و بلکه جهان یعنی حافظ شیرازی انتخاب کرد. چنین انتخابی در جبهه بندی بر له و علیه این گروه تاثیر بسزایی داشت. عده ای معتقد بودند که به شعر حافظ و سنتهای ایرانی توهین بزرگی شده و عده ای نیز برخلاف گروه اول معتقد بودند اوهام خدمت بزرگی از راه ، به روز کردن اشعار کهن ایران ، به فرهنگ ایرانی کرده است! عده ای نیزدربحثهای تخصصی بر له یاعلیه این گروه دادسخن دادند! البته تمامی این جدالها تنها از طریق وب سایتهای ایرانی و رادیوهای خارجی و منابع غیر رسمی دنبال میشد چرا که صدا و سیما ، روزنامه ها و کل خبرگزاریهای کشور اسلامی ما بسیارپاستوریزه هستند! از میان خیل مطبوعات ایران تنها مرحومین (تماشاگران و حیات نو) که روانشان قرین رحمت باد به اوهــــام و نـقـــد آنــها پـرداختـنـد و همـچنـیـن هـفتــه نــامه ی نسل سومی چلچراغ! خداوند عمر 100 ساله به آنها دهد!- موسیقی اوهام را شاید بتوان در حیطه ی (سافت راک) یا ( آلترناتیو راک) تقسیم بندی کرد. در آخر جدای از اشکالات اساسی از نظر وزارت ارشاد (مانند فالش خواندن اساسی خواننده!) که این گروه در پایه گذاری راک ایرانی دارند اما بنظر شخصی بنده ارزش کار آنها را باید در تلاش صادقانه در پاسخ گویی درست به نیاز جوانهای ایرانی و باز کردن راه برای سایر موسیقیدانان و خوانندگان متفاوت ایران جستجو کرد. قضاوت اصلی را مانند عاقلان قوم(!) به تاریخ و گذشت زمان میسپاریم. کسانی که تا به حال با اوهام همکاری داشته اند : 1-مانی صفی خانی (همخوان . گیتار آگوستیک) ۲-رضاآبایی (کمانچه.قیچک) 3-نیما مهندسان (تار) 4-علی رحیمی (دف) یکی دو مصاحبه از اوهامیها در شماره بعد براتون پست میکنم !! فعلا ..........


نظرات ()سلام. 
اول بايد از همه دوستاني كه تواين چند وقت اول كار نسبت به من لطف
داشتن وبهم سر زدن و منوتنـها نگذاشتن و مرتب كامنـت دادن تشـكر
كنم ودوستاني هم كه نيومدن خوب ياقابل ندونستن يابابلاگم حال نكردن.
بايـد از "بابـي . مـاري .مهـرداد.مهداد.علي و ..."
(البته اسمها به ترتيب حروف مي باشد)كه هميشه نسبت به من لطف
دارن و هميشه پايه ثابت هستن 2000تا تشكركنم .
و يــه تشـکـر مخـصوص از نســترن به خـاطـراينـکـه اوليـن نفـری بـود
کـه بـه بلاگ من اومـد.
از بقيه دوستان هم كه لطفيـدن و بهـم سـر زدن بازم تشـكر مي كنم .
مي خواستـم تو اين شمـاره از يه گـروه راك ديگه بگـم كه به علــت
يه سري از مشكلات روحي .رواني .علمي .فرهنگي و هنری
نتونستم اين كارو بكنم به چند نفر قول داده بودم كه شرمندشونم .
ببخشيد . زوده زود مي نويـسم. راستـي تـا يـادم نـرفتـه بگم يـكـی
از دوستـا از دستـم شـاكـي شده(عســل)كلي دعوام كرده بود
كـه چقـدر ديـر ميـنـويسـي حسـابـي شـرمنـدم بــه خـدا.....
آخه ميدوني وقت نميكنم خيلي سرم شلوغه ...تازه مهمترازهمـه
جمع كردنه اطلاعات خيلي سخته. اگه بدونيد .........
يــكــي ديگـه از بـروبكـس كـه اسمشو سـانـسور ميـكنم هم كه
تو افتتاحيه كامنت داده بود كه از متاليـكا بنويسم ما هم به خـاطره
روحيه متـال جفـتـمـون همـه برنـامـه هامونو عــوض كـرديم و به
صورت دستپاچه وار وتا دير نشده واسش ازمتاليكا نوشتيم
اما حتي نيومد چيزي رو كه خودش طلبش بود ببينه .
بابا دمت گرررررررررررم .دستت درد نــكنـــه.
خوب ديگه بگذريم . بي خيال گـــربـــــه.
آره ديگه اين شد كه گفتم امروز بهترين فرصته كه بيام از دوستان
تشكركنم.گلايه اي هم نيست . پس متال باش تا كامروا باشي ...
ديگه بسه بيايد بريد اين چند تا سايت رو ببينيد تا كف كنيد :
بريد بحاليد.....باي
نظرات ()سلام. امروز بنا به درخواست دوستان گروه متالیکا رو معرفی می کنیم
نام:James
نام خانوادگی:Hetfield
تاریخ تولد:۱۳ آگوست ۱۹۶۳
محل تولد : لوس آنجلس
ساز تخصصی : گیتار و پیانو و( خوانندگی در متالیکا)
رنگ چشم : آبی
رنگ مو: بلوند
قد:۱متر و ۸۵ سانتی متر
وزن:۸۱ کیلو(البته این دیگه نوسانش به من ربطی نداره
)
تعداد فرزندان:۳ بچه(اسم بچه هاشو بلد نیستم
)
تعداد خواهر و برادر:دو خواهر بزرگ
جیمز علاوه بر اینهانفس من نیز میباشد
اشعار و نیز آهنگسازی متالیکا به عهده ی جیمز می باشد.
نام:Lars
نام خانوادگی:Ulrich
تاریخ تولد:26 دسامبر ۱۹۶۳
محل تولد:کپنهاک(دانمارک)
ساز تخصصی:درامز
رنگ چشم:قهوه ای
رنگ مو:قهوه ای روشن
قد:۱ متر و ۷۴سانتی متر
وزن:نمیدونم
اگه می دونید به ما هم بگید.
تعداد فرزندان:۲ بچه
تعداد خواهر و برادر:۰(یکی یه دونه
)
لارس از اول تو این گروه بوده او به همراه جیمز آهنگسازی متالیکا را بر عهده دارد و آخر درامز میباشد.
نام:Kirk Lee نام:Robert به جای جیسون آمده... نام:Jason Curtis جیسون از گروه متالیکا جدا شده ولی هنوز دوسش داریم خوب تموم شد. اگه اطلاعات بیشتری داشتید برام میل کنید دیگه باس برم کار دارم .بای
نام خانوادگی:Hammett
تاریخ تولد:18 نوامبر ۱۹۶۲
محل تولد:سانفرانسیسکو
ساز تخصصی:گیتار الکترنیک و لید گیتار
رنگ چشم:قهوه ای
رنگ مو:قهوه ای
قد:۱ متر و ۷۵ س
وزن:۶۹کیلو
تعداد فرزندان:۰
تعداد خواهر و برادر:یک خواهر کوچک و یک خواهر و برادر بزرگ
فقط می تونم بگم اینکارست.
نام خانوادگی:Tujillo
تاریخ تولد:23 اکتبر 1963
محل تولد:کالیفرنیا
ساز تخصصی:باس گیتار
رنگ چشم:قهوه ای
رنگ مو:سیاه
قد:۱مترو ۷۵س
وزن:۸2 کیلو
تعداد فرزندان:ازدواج نکرده.
تعداد خواهر و برادر:(نمیدونم)
نام خانوادگی:Newsted
تاریخ تولد:۴ مارس ۱۹۶۳
محل تولد:بتل کریک(میشیگان)
ساز تخصصی:باس گیتار
رنگ چشم:قهوه ای
رنگ مو:قهوه ای
قد:(نمیدونم)
وزن:(نمیدونم)
تعداد فرزندان:(نمیدونم)
تعداد خواهر و برادر:(نمیدونم)


نظرات ()امروز یهو حال کردم یه وبلاگ بسازم.اومدم تو این خراب شده پرشـین بلاگ این
بلاگو به ایـن اسم ساختـم (بزن رو راک)
سلام
میخوایم اینجا در باره
عجله نکن حول نشو در مورد راک و راک کارا هم صحبت می کنیم .
وایسا اول خودمو معرفی کنم:
من هادی هستم از دایره لیمپ بیزکیت(Limp Bizkit)
می خوام تواین بلاگ تو هر شماره درمورد یکی ازگروههای
راک صحبـت کنم. البتـه اگـه یـه چیـزایی رو بیشتـر از بقیـه بـه خـوردتـون دادم
بدونیدکه از اونابیشترخوشم میاد.ازالان گفته باشم که بعدا کسی شاکی نشه.
به هر حال شما به بزرگواریه خودتون ببخشید.
امیدوارم دوستان کمکم کنن.اگه اطلاعات در این موارد دارید برام میلش کنید .
مـمنـون میـشم. limp_hadi2000@yahoo.com
از شماره بعد هم کارمونو شروع میکنیم.
اگه گفتید اسم اولین گروهی که میخوام معرفی کنم چیه؟؟؟جایزه دارید!!!
فعلا با بای
نظرات ()